نبشته‌هاي کهن  |   نسخه‌شناسي   |   کتيبه‌شناسي   |   پژوهش‌ها   |   پژوهشگران   |    بررسی و نقد کتاب   |    کتابشناسي
مقالات > بخت در لغت، مفهوم و ادبيات فارسي



بخت در لغت، مفهوم و ادبيات فارسي

ايرج پروشاني / حميرا زمردي
دانشنامهء جهان اسلام، جلد دويم



بخت . 1) در لغت . الف ) لفظ . بخت در فارسی میانه و نو, از وجه ساده و حسی «پاره تکه و بخش » به مفهوم ذهنی ـ فلسفی سرنوشت و تقدیر الهی ـ در برابر کوشش و اختیار بشری ـ گسترش یافته از ریشهء ایرانی باستان ـ bag و هند و ایرانی ـ bhag به معنای بخشیدن (= بخش کردن و قسمت کردن ) است . واژهء مشترک هند و ایرانی ـ baga به معنی خدا و بخشندهء بهرهء نیک (فارسی باستان ـ baga و هندی باستان bhؤga رجوع کنید به کنت ص 199) صفت مفعولی ـ baxta اوستایی به سه معنی : بخت نیک (وندیداد 21 بند 1) بخت بد (تیر یشت بند 23) و پیش آمد و نصیب و سرنوشت (وندیداد 5 بند 9 ویشتاسب یشت بند 38 دارمستتر ج 2 ص 676) و نیز صورت ـ ra d bax اوستایی به معنی «قسمت و سهم » که به صورت «برخ » به فارسی نو رسیده و نیز نامهای باستانی bagabuxىa bagabigna و bagayadi (نام هفتمین ماه سال ) در فارسی باستان و صفت اوستایی a-buxta- g ba (بارتولومه ستونهای 921-923) به معنی «ایزدی بخت » که در بندهش (ص 65) صفت رشته کوههای البرز است همه از همین ریشه و شواهد خوبی برای معنای آن هستند. صورت هزوارش HALKUN-tan در نوشته های فارسی میانه با تلفظ baxtan به معنی بخش کردن و سهم دادن از اصل سریانی q l ¤ h نیز در زبان اصلی به همین معنی است .

از آنجا که اعتقاد به بخت و سرنوشت در میراث فکری و فرهنگی همه اقوام دیده می شود واژه هایی که برای بیان این مفهوم از زبان آنان به کار رفته بیشتر در اصل به همین معنای «بخش و سهم » است چنانکه برای مثال واژهء جهانگیر «قسمت » در عربی «القسمه » نیز همین گردش و گسترش معنایی را داشته است .

در فارسی نو واژه های بخش بهر برخ باغ * (پارهء زمین ) و بخشیدن و واژه های مرکبی مانند بختور بختاور بختیار بختگان * بیدخت فغفورفرنبغ بیستون * انباغ بغداد بغلان از همین اصل و بنیاد هستند. در ادبیات دری این واژه همزمان در معانی بهره و نصیب دولت و اقبال و طالع و سرنوشت به کار رفته است ( رجوع کنید به بنیاد فرهنگ ایران ذیل «بخت »).

منابع : بندهش ] گردآوری [ فرنبغ دادگی ترجمهء مهرداد بهار تهران 1369 ش بنیاد فرهنگ ایران . شعبهء تألیف فرهنگهای فارسی فرهنگ تاریخی زبان فارسی بخش اول آ ـ ب تهران 1357 ش

Christian Bartholomae, Altiranisches Worterbuch, Strassburg 1904, repr. Berlin 1961; James Darmesteter, Avesta, Paris 1960; R.G.Kent, Old Persian: grammar, texts, lexicon , New Haven 1953.

) ایرج پروشانی / ایرانیکا / آیلرس ¡ (

ب ) مفهوم . واژهء بخت از لحاظ مفهوم در زمرهء واژگانی است که مانند زمانه روزگار اختر سپهر و آسمان باری از معنای تأثیر نیروهای عالم بالا بر سرنوشت آدمیان دارند چنانکه بعضی از وام واژه های عربی مانند قضا و قدر نیز همین حال را در دورهء اسلامی دارند. نیروی بخت یا قدرت سرنوشت مقدر یکی از مفاهیم کاملا برجسته و مهم آیین زردشتی در دورهء ساسانی است و در متون متعلق به این آیین اشارات متعددی به آن دیده می شود. حکم ازلی یا تقدیر یعنی تعیین سرنوشت یکایک آدمیان پیش از تولد آنان و شاید همزمان با آفرینش جهان ضرورتا با مسئلهء پیچیدهء «اختیار» یا موضوع علت گرایی در اخلاق آیین زردشتی مناسبتی ندارد. دست کم باید گفت که عبارتهای گاهان زردشت خیر و شر را پیامد ارادهء مستقل و جداگانهء هریک از دو مینوی ازلی (اهورا و اهریمن ) و خواست انسان می داند و آشکارا هر آدمی را مسئول اعمال خویش می شناسد (مثلا رجوع کنید به لومل ص 22 و بعد) اما روشن است که از دیدگاه مردم روزگار ساسانیان بخت تأثیر مهمی در زندگی آدمیان دارد. واژه های بخت h ¦ bre و miىn ¦ he ¦ bre که هر سه به جای یکدیگر به کار می روند تعریف روشنی ندارند گاهی از آنها حکم و خواست ایزدی اراده شده است اما بیشتر احساس می شود که بخت و سرنوشت نیرویی مستقل تلقی می شده که نه تابع اورمزد است و نه فرمانبر اهریمن . برای اعمالی که به بخت منسوب است هرگز علل و اسباب دینی و اخلاقی برشمرده نمی شود و شاید بتوان گفت که این نیروی پنهان پروای مسائل اخلاقی را ندارد و احکامش خودسرانه و به همین سبب غیر قابل گفتن و پیش بینی است .

واژهء تخصصی دیگر و مرادف بخت در فارسی میانه «جهشن » از مصدر جستن است که بیشتر ناظر برجنبهء ناگهانی و بیخبر رسیدن (سرنوشت ) است . مؤلف رسالهء پهلوی مینوی خرد دو مفهوم بخت و بغوبخت baxt ¦ o g ba (بخت مقدر شده از جانب خدایان ) را از هم متمایز دانسته و نوشته است : «بخت آن است که از آغاز مقدر شده است و بغوبخت آن است که پس از آن بخشند (فصل 23 بندهای 6 و 7 ترجمه تفضلی ص 39-40). بعضی این دوگانگی را به فرق میان سرنوشت و خواست ایزدی یا مشیت ربانی تعبیر کرده اند (در ترجمهء وست ص 55) ولی این مفاهیم روشن نیستند. در همین رساله در تأیید نیروی بخت گفته شده است که «حتی با نیرو و زورمندی خرد و دانایی هم نمی توان با تقدیر ستیزه کرد هنگامی که تقدیر برای نیکی یا بدی فرا رسد دانا در کار گمراه و نادان کاردان بددل دلیرتر و دلیرتر بددل کوشا کاهل و کاهل کوشا شود (فصل 22 ترجمهء تفضلی ص 39 (

متفکران ساسانی که کوشیده اند دامنهء تأثیر بخت را در زندگی آدمی مشخص و بیان کنند غالبا به این تعریف رسیده اند که بخت بر جهان مادی (گیتی ) حکمفرماست و «کنش » بر جهان معنوی یا مینو (وندیداد پهلوی فرگرد 5 بند 9 زنر 1374 ش ص 389-390). به تعبیر دیگر در آنچه به حیطهء امور دینی متعلق است آدمی مسئول است . بخت تنها در امور دنیوی دخالت دارد و آدمی را در این زمینه اختیاری نیست . گفته اند که اینگونه تعبیر مقتبس از منبعی نو افلاطونی است ( رجوع کنید به دوشن گیمن 1960 ص 102 103 همو 1962 ص 131 ترجمهء فارسی ص 173). در جای دیگر «بخت » و «کنش » مانند همبستگی جسم و جان جفت و مکمل یکدیگر دانسته شده است : «بخت علت و کنش بهانهء چیزی است که به مردمان رسد ( > متنهای پهلوی < ص 94 «یادگار بزرگمهر» ص 303 متون پهلوی ص 132). فردوسی (ج 8 بیت 2538-2541) همین معنی را به رشتهء نظم کشیده است : چنین داد پاسخ که بخت و هنر/ چنان اند چون جفت با یکدگر// چنان چون تن و جان که یارند و جفت / تنومند پیدا و جان در نهفت // همان کالبد مرد را کوشش است / اگر بخت بیدار در جوشش است // به کوشش بزرگی نیاید به جای / مگر بخت نیکش بود رهنمای . جای دیگر بخت و کنش به دو لنگه بار بر پشت یک استر تشبیه شده است . طرحی مشروح از اقلیمهای وجود آدمی و عناصر سازندهء آنها در بعضی متون پهلوی آمده است ( دینکرد کتاب ششم و نظایر آن که شاکد در مقدمهء ترجمهء خود آورده است ص 40). بنابراین طرح زندگی همسر فرزندان و قدرت و ثروت آدمی مقدر بخت است ولی دیگر بخشهای زندگی او به چهار زمینهء دیگر یعنی عمل عادت جوهر و میراث اختصاص یافته است . در چند مورد بصراحت گفته شده است که بخت در امور دگرگونی بنیادی پدید نمی آورد بلکه شرایط لازم را برای فعلیت بخشیدن به آنها فراهم می کند.

در متنی دیگر ( دادستان دینیگ پرسش 70 دستنویس ک 35 ص 219) آمده است که «زندگی همسر فرزندان و قدرت و ثروت تابع سرنوشت اند اما سهم و جای انسانی در یکی از طبقات جامعه (روحانیان ارتشتاران و واستریوشان ) و نیز رستگاری و بدفرجامی به کنش و کوشش بستگی دارد تا چیزی مقدر نباشد به انسان نمی رسد اما در آنچه مقدر است بر اثر کوشش ممکن است چیزی زودتر برسد و یا بر اثر تن آسانی و کاهلی از دست برود». برخی از دانشمندان همه جنبه های غلبهء بخت بر مقدرات آدمی را به آثار شوم تفکر زروانی دین زردشتی مربوط دانسته اند ولی ظاهرا این نظر یکجانبه است و بسیاری از آثاری را که زردشتیان همیشه از آن خود دانسته اند از حیطهء دین زردشتی راستین خارج می کند. می توان گفت که اعتقاد زردشتیان اصول گرا به چیرگی بخت بر جهان کمتر از ساده اندیشی کسانی نبود که اسطورهء زروانی را پذیرفتند. ظاهرا حقیقت این است که مفهوم سرنوشت نزد ایرانیان آن روزگار مانند مفهوم خدایان مورد تقدیس و احترام بوده است و از همین معناست که در فرهنگ نامشناسی آنان نامهایی مانند بخت آفرید و بخت بوزید داریم که نام مغان و فرزانگان زردشتی بوده است ( رجوع کنید به شاکد ص 283 ژینیو جزوهء 2 ص 56 ش 192).

افکاری کم و بیش از همین دست دربارهء بخت و اختیار آدمی در ادبیات متقدم دورهء اسلامی به زبان فارسی دیده می شود با این فرق که پیوند باریک و حساس میان بخت و مشیت الهی در این متون با اصطلاحات و تعبیرات اسلامی بیان شده است .

در آثار اسلامی متأثر از دورهء ساسانی اصطلاحات نجومی و مفاهیم بخت و سرنوشت و تأثیر و دخالت آن در زندگی آدمی تعریف و تشریح شده اند. در این آثار براین نکته تأکید شده است که خواست و کوشش آدمی در برابر نیروی سرنوشت هیچ است . در منظومه های شاهنامه و ویس و رامین نیز مضامین و مایه ها و ابهامهای متون ساسانی در این زمینه همچنان باقی است .

مسکویه (متوفی 421) متفکر مسلمان ایرانی دستاوردهای «بخت » و «جد» را متعلق به سعادت جسمانی دانسته است که خود بخشی از سعادت آدمی است با اینهمه گفته است که بخت مورد قبول فیلسوفان محقق و آگاه نیست (ص 87).

منابع : دادستان دینیگ دستنویس ک 35 ژ.دوشن گیمن دین

ایران باستان ترجمهء رؤیا منجم تهران 1375 ش غلامرضا رشید یاسمی «اعتقاد فردوسی در باب کوشش و تقدیر» در هزارهء فردوسی تهران 1322 ش ص 173ـ178 آر.سی .زنر زروان یا معمای زرتشتی گری ترجمهء تیمور قادری تهران 1374 ش ابوالقاسم

فردوسی شاهنامهء فردوسی از روی چاپ وولرس تهران 1314 ش متون پهلوی گزارش سعید عریان تهران 1371 ش احمدبن

محمد مسکویه تهذیب الاخلاق بیروت ] تاریخ مقدمه 1398 [ مینوی خرد ترجمهء احمد تفضلی تهران 1354 ش «یادگار بزرگمهر»

ترجمهء ماهیار نوابی نشریه دانشکده ادبیات تبریز سال 11

ش 3 (پاییز 1338)

L. C. Casartelli, La philosophie religieuse du mazdeisme sous les sassanides, Paris 1884, 28f.; Danak-u Mainyo-i khrad,. ed. T.D.Anklesaria, Bombay 1913; J.Duchesne- Guillemin, in Hommages a Georges Dumezil, Collection Latomus 45, 1960; idem, La religion de l'Iran ancien, Paris 1962; Ph.Gignoux, Noms propres sassanides en moyen perse epigraphique, fasziku 2, Wien 1986; A.V.W. Jackson, studies, New York 1928, (دربارهء اعتاد زرتشتی در باب آزادی اراده ) Zorastrian ; H.Lommel, Die Religion Zarathustras nach dem Awesta dargestellt , 219-244 Tدbingen 1930; The Pahlavi texts contained in the Codex MK , ed. J.M.Jamasp-Asana, Bombay 1897-1913; Helmer Ringgren, Fatelism in Persian epics , Uppsala 1952; Sacred books of the East XXIV , tr. E.W. West, Oxford 1885; S.Shaked, The wisdom of the DK.book 6 , New York 1979; J.C.Tavadia, "Pahlavi passages on fate and free will", ZII , 8 (1931), 119-132; Sassanian sages, and twilight of R.C.Zaehner, The dawn Zoroastrianism , London 1961, 243 ff.

) ایرج پروشانی / ایرانیکا / شاکد (

3) در ادبیات فارسی . بخت در ادبیات فارسی غالبا به معنی سرنوشت و نصیب از پیش تعیین شده است و بر تأثیر نیروهای برتر در سرنوشت انسان دلالت می کند. اگر چه فعل باختن (در برابر بردن ) با این کلمه همریشه است اما بخت بیشتر به معنی مثبت «خوشبختی » به کار می رود ( ایرانیکا ذیل «بخت . لفظ »).

برخی از شعرا بخت را قابل تغییر و مغلوب توکل به حق می دانند (ناصرخسرو ص 292 369 سنایی ص 117) اما بیشتر شعرا و نویسندگان بنا به حدیث نبوی «السعید من سعد فی بطن امه والشقی من شقی فی بطن امه» (سیوطی ج 2 ص 37 ونسینک ج 1 ص 192) به جبری و محتوم بودن بخت و تقدیر اشاره دارند و اراده و کوشش آدمی را در برابر قدرت سرنوشت چنان بی اثر می دانند که دشمنی با مقبلان را بیهوده قلمداد می کنند (فردوسی ج 3 ص 10 کلیله و دمنه ص 409 نظامی مخزن الاسرار ص 105 154 لیلی و مجنون ص 89 90 شرفنامه ص 388 سعدی 576 786 800 821 حافظ غزل 480). اگرچه تأثیر جبرگرایی مسلک کلامی اشعری در این مورد غیر قابل انکار است به نظر برخی از محققان این اعتقاد متأثر از آیین زروانی مذهب زردشتی است (زنر ص 370-371 379 ایرانیکا ذیل «بخت . مفهوم ») زیرا مزدیسنان پنج بهره از بیست و پنج بهر اعمال آدمی را در گرو بخت می دانند و به نظر آنان زروان تقدیرکنندهء خوب و بد است و ستارگان عوامل اوی اند (زنر ص 256 389). کاربرد اصطلاحات نجومی چون اسطرلاب تثلیث تربیع تسدیس رصد بستن قران و مقارنه طالع دیدن و نیز رواج اصطلاحاتی نظیر سعد و نحس و دلالت آن بر سرنوشت بشر می تواند ناشی از این تأثیر باشد (منوچهری ص 5 ناصرخسرو ص 311 سنایی ص 699 خاقانی ص 28 82 83 نظامی خسرو و شیرین ص 165 هفت پیکر ص 27 اقبالنامه ص 15 274 حافظ غزل 193 350) چنانکه سعد و مبارک شمردن سیارات زهره و مشتری و نحس بودن بهرام و کیوان نشانه ای از همین تأثیر است . در بندهش نیز دو سیارهء زحل و بهرام شوم و بزه کار فرض شده اند (ص 60). گفتنی است که لفظ صاحبقران بر مولودی دلالت می کند که در وقت ولادت او قران عظمی ' میان زحل و مشتری روی دهد و چنین مولودی پادشاهی دیر مدت دارد (نظامی خسرو و شیرین ص 330 حافظ غزل 281 341 دهخدا ذیل «صاحبقران »).

کثرت مضامین رایجی چون شکایت از روزگار زمانه و فلک در آثار شعرای پارسیگوی گذشته از تأثیرات آیین زروانی و عقاید کلامی اشعری ناشی از اساطیر کهن نیز هست چنانکه به عقیدهء برخی محققان از زمان اختراع چرخ در هزارهء سوم یا چهارم پیش از میلاد گردش فلک و سپری شدن زمان واژگونی بخت را به ذهن انسان خطور می داده و در روم باستان Fortuna الههء خطاناپذیر بخت با چرخش دورانی خود تمثیل بخت آزمایی را تصویر می کرده است (دوبوکور ص 89). در ادب فارسی نیز تعبیرات بخت آزمای و بخت آزمایی به کار رفته است (نظامی مخزن الاسرار ص 154 شرفنامه ص 96 حافظ غزل 286). همچنین در منطق الطیر پرواز مرغان به سوی خورشید وجود حق و هلاکت و ناکامی دسته ای از پرندگان در طی طریق (عطار ص 180-246) تمثیلی است از این نوع بخت آزمایی که به شکست گروهی و جاودانگی گروهی دیگر می انجامد.

اعتقاد به تأثیر افلاک و نیروی بخت در ادب فارسی به طریق کاوش در احوال ستارگان طالع بینی و یافتن راز سپهر متجلی شده است چنانکه شاهان و قدرتمندان هنگام تولد نوزاد (فردوسی ج 3 ص 10 ج 6 ص 324) تقسیم سلطنت میان فرزندان (همان ج 1 ص 55) انتخاب روز و زمان مناسب برای جنگ (همان ج 5 ص 106) ساختن بنا و کاخ (همان ج 3 ص 104) دانستن زمان و عاقبت ازدواج خود و فرزندانشان (همان ج 8 ص 181 377) و هنگامی که بلا یا جنگی عارض می شد از منجمین و طالع بینان می خواستند تا پیشگویی کنند. در بیشتر مواقع این پیشگوییها چنان دقیق بود که ماه و روز واقعه بیان می شد و آن حادثه به وقوع می پیوست (همان ج 9 ص 264). اما گاهی نیز چنین نبود مانند پیشگویی انوری و منجمان خراسان دربارهء قران کوکب در بیست و نهم جمادی الا´خرهء سال 582 در برج میزان و وقوع طوفان شدیدی که همه جا را زیر و زبر می کرد. اما آن روز طوفانی نشد و بطلان حکم منجمان موجب طعن و طنز چند تن از شاعران در حق انوری گردید (صفا ج 2 ص 662 و 663).

آمدنی (سعدی ص 786) اختر (ناصرخسرو ص 34 سنایی ص 658 حافظ غزل 198) اقبال (ناصرخسرو ص 6 نظامی خسرو وشیرین ص 399 433 شرفنامه ص 465 کلیله و دمنه ص 350) بودنی (فردوسی ج 1 ص 55 سعدی همانجا) بوش (فردوسی ج 1 ص 202) تقدیر (نظامی لیلی و مجنون ص 232 حافظ غزل 10 77 339 427) جد (نظامی لیلی و مجنون ج 1 ص 35) حظ (کلیله و دمنه همانجا) دولت (سنایی ص 76 404 نظامی خسرو و شیرین ص 80 کلیله و دمنه ص 234 حافظ غزل 225 479) ستاره (نظامی خسرو و شیرین ص 241 حافظ غزل 73) سرنبشت (حافظ غزل 403) سرنوشت (همان غزل 306) سعادت (کلیله و دمنه ص 310 سعدی ص 814) طالع و طوالع (سنایی ص 657 703 نظامی لیلی و مجنون ص 84 سعدی ص 786 حافظ غزل 52 463) قسمت (حافظ غزل 148 251 484) قضا (سعدی ص 749 786) نصیب و نصیبه (سعدی ص 846 حافظ غزل 17 36 430) نبشته و نوشته (فردوسی ج 3 ص 163 ج 9 ص 166) به معنی بخت و تقدیر آمده اند. همچنین اقبال و ادبار بختیاری و نیکبختی و بدبختی و شوربختی دولتی و دولتمند و بی دولت دولتمندی و جوان دولتی و بی دولتی نیک اختر و بداختر و نیک اختری و بداختری نیک فال ناظر به این معنی هستند (ناصرخسرو ص 73 134 153 433 472 503-504 سنایی ص 79 105 269 298 658 کلیله و دمنه ص 298 نظامی لیلی و مجنون ص 25 58 103 مخزن الاسرار ص 38 خسرو و شیرین ص 80 170 240 244 341 هفت پیکر ص 347 اقبالنامه ص 148 157 204 218 شرفنامه ص 274 سعدی ص 776 859 حافظ غزل 283).

فال گرفتن فال زدن فالنیک و قرعه فتادن نیز به معنی پیشگویی و اخترگویی است (ناصر خسرو ص 73 251 348 نظامی لیلی و مجنون ص 25 38 125 خسرو و شیرین ص 350 شرفنامه ص 144 150 سعدی ص 384 حافظ غزل 110). شعرا دیدار یار و دیدن روی خوب کسی را به فال نیک می گیرند و موجب خوشبختی می دانند (نظامی خسرو و شیرین ص 288 عطار ص 91 حافظ غزل 10 384). در میان عامه تفأل از کتابهای دینی دیوان شاعران بویژه عرفا باوری دیرینه است تا با آن از واقعه و عملی که در آینده اتفاق خواهد افتاد مطلع شوند. ازینرو دیوان حافظ در زمان حیات او و پس از مرگش بیش از کتابهای دیگر برای تفأل استفاده شده و اصطلاح «فال حافظ » رواج یافته است .

همچنین دولتخانه و دولت سرا علاوه بر کاخ شاهان تعبیری احترام آمیز از خانهء کسی است (نظامی خسرو و شیرین ص 13 حافظ غزل 306 دهخدا ذیل «دولتخانه » «دولتسرا») و مقارنهء دولت و دین در ادب فارسی (ناصر خسرو ص 504 سنایی ص 295 319 509 538) تبیین سعادت در امور دینی و دنیایی است . و نیز بخت فرعون دولت اموی اقبال اسکندری دولت جم فر جمشید (ناصرخسرو ص 292 سنایی ص 242 و 357 نظامی ج 3 ص 79) که به صورت مضاف و منسوب به کار رفته اند تمثیل بدبختی و خوشبختی هستند.

تعبیرات بخت آور بختور بختمند بختیار بخت برگشته بدبخت بیداربخت پیروزبخت جوان بخت شوربخت شوریده بخت فرخنده بخت فیروز بخت کور بخت نگون طالع نیک بخت همایون بخت و دولتیار (دهخدا ذیل «بخت آور» ناصرخسرو ص 79 126 132 221 420 439 سنایی ص 562 کلیله و دمنه ص 28 41 نظامی مخزن الاسرار ص 154 هفت پیکر ص 161 184 اقبالنامه ص 74 120 168 264 شرفنامه ص 137 154 427 سعدی ص 293 295 697 707 789 846 857 حافظ غزل 138 149 238 374) نیز به معنی خوشبخت و بدبخت به کار رفته اند و صفات بخت چنین بیان شده اند: بخت بد بخت بلند بخت برگشته بخت بیدار بخت بی سامان بخت پریشان بخت پیروز بخت تاریک بخت جوان بخت خفته بخت خواب آلود بخت خواب زده بخت دندان خا بخت رمیده بخت روشن بخت سرسبز بخت سرکش بخت سعید بخت شبرنگ بخت شور بخت فرخنده فال بخت فیروز بخت کارساز بخت گران خواب بخت گزافه کار بخت گمراه بخت نگون بخت نیک بخت نیک انجام بخت نیکخواه بخت واژگون بخت همایون دولت بیدار طالع بدلگام طالع میمون (فردوسی ج 5 ص 226 ناصرخسرو ص 264 سنایی ص 424 خاقانی ص 321 نظامی لیلی و مجنون ص 260 خسرو و شیرین ص 211 هفت پیکر ص 278 اقبالنامه ص 120 169 195 شرفنامه ص 350 463 525 سعدی ص 310 347 364 369 434 480 524 529 553-554 749 786 857 859 862 حافظ غزل 12 29 62 172 182 240 263 313 330 409 410 413 460 477). همچنین ترکیبات اضافی آیینهء بخت عروس بخت تخت بخت شاهد بخت کوکب بخت (نظامی لیلی و مجنون ص 24 213 حافظ غزل 310 314 374 413) و صفات مرکب بخت آویز بخت گشا (منوچهری ص 4 دهخدا ذیل «بخت گشا») اصطلاحات و عبارات فعلی ارشاد بخت افتان و خیزان بودن بخت برگشتن بخت به آزادی بودن بخت به خواب رفتن بخت بیدار شدن بخت پشت کردن بخت تند شدن بخت جفا کردن بخت جوان شدن بخت خفتن بخت زنده بودن بخت سرگشته شدن بخت شبیخون آوردن به بخت عنان پیچیدن بخت عنایت بخت فروشدن بخت کوری بخت مددکردن بخت و طالع مردن بخت موافقت بخت نامساعد بودن بخت نیکخواهی بخت وارون شدن بخت همراهی بخت یاری کردن بخت یاری نکردن بخت (ناصر خسرو ص 79 سنایی ص 122 کلیله و دمنه ص 372 نظامی لیلی و مجنون ص 24 54 85 گنجینهء گنجوی ص 232 خسرو وشیرین ص 114 165 167 223 251 353 هفت پیکر ص 245 288 290 شرفنامه ص 11 469 اقبالنامه ص 90 266 سعدی ص 691 حافظ غزل 80 124 143 208 233 252 290 319 329 399 434).

در باورهای عامیانه و ادب فارسی هما و باز و سایهء آنها مظهر فر و شکوه سعادت و نیکبختی و سلطنت است . زاغ و زغن و جغد نیز مظهر شومی و ادبار تلقی شده اند (نظامی خسرو و شیرین ص 37 سعدی ص 696 825 حافظ غزل 184 213 370 دمیری ج 1 ص 154 دهخدا ذیل «هما» زمردی ص 39 40). ازینرو می توان گفت که به جهت ملازمهء سایه فر و همای که مظهر دولت است اصطلاح فر دولت و سایهء بخت و دولت در ادب فارسی به کار رفته است (ناصرخسرو ص 117 135 سنایی ص 213 کلیله و دمنه ص 10 228 233 نظامی شرفنامه ص 284 حافظ غزل 425).

گویندگان زبان فارسی در تحلیل بخت مضامین جالبی پرداخته اند چنانکه ناصرخسرو بخت را آبی فرض کرده

که گاه خوش و گاه شور است و نیز آن را مردی دورو می دانسته که مردم بدو آویخته اند (ص 369). همچنین نظامی دولت باقی را به کم آزاری منتسب می داند و می گوید که انجام دادن خلاف عادات انسان را به سعادت می رساند ( مخزن الاسرار ص 79 108).

بخت در تداول عامه گاهی به معنی زوج یا زوجه به کار می رود (دهخدا ذیل «بخت »).

منابع : بندهش ] گردآوری [ فرنبغ دادگی ترجمهء مهرداد بهار تهران 1369 ش شمس الدین محمد حافظ دیوان حافظ چاپ پرویز ناتل خانلری تهران 1362 ش بدیل بن علی خاقانی دیوان چاپ ضیاءالدین سجادی تهران 1368 ش محمدبن موسی دمیری حیهء الحیوان الکبری چاپ افست قم 1364 ش مونیک دوبوکور رمزهای زنده جان ترجمهء جلال ستاری تهران 1373 ش علی اکبر دهخدا لغت نامه زیرنظر محمدمعین تهران 1325ـ1361 ش حمیرا زمردی «باز در چشم انداز» رشد آموزش ادب فارسی سال 9 (بهار 1374) آر. سی . زنر زروان یا معمای زرتشتی گری ترجمهء تیمور قادری تهران 1374 ش مصلح بن عبدالله سعدی متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی چاپ مظاهر مصفا تهران 1340 ش مجدودبن آدم

سنایی حدیقهء الحقیقهء و شریعهء الطریقهء چاپ مدرس رضوی تهران 1368 ش عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر قاهره 1373/1954 ذبیح الله صفا تاریخ ادبیات در ایران ج 2 تهران 1363 ش محمدبن ابراهیم عطار منطق الطیر: مقامات الطیور چاپ صادق گوهرین تهران 1365 ش ابوالقاسم فردوسی شاهنامه فردوسی : متن انتقادی مسکو 1963ـ1971 کلیله و دمنه ترجمهء کلیله و دمنه انشای ابوالمعالی نصرالله منشی چاپ مجتبی مینوی تهران 1343 ش احمدبن قوص منوچهری دیوان منوچهری دامغانی چاپ محمد دبیر سیاقی تهران 1370 ش ناصر خسرو دیوان ناصر خسرو چاپ مجتبی مینوی و مهدی محقق تهران 1368 ش الیاس بن یوسف نظامی سبعهء حکیم نظامی تهران 1363 ش آرنت یان ونسینک المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی ج 1 لیدن 1936

Encyclopaedia Iranica, s.vv. "Bak £ t. The term" (by W. Eilers), "Bak £ t. The concept" (by S. Shaked).

/ حمیرا زمردی /