نبشته‌هاي کهن  |   نسخه‌شناسي   |   کتيبه‌شناسي   |   پژوهش‌ها   |   پژوهشگران   |    بررسی و نقد کتاب   |    کتابشناسي
مقالات > نوشتهء پهلوي در گنجينهء «هوريوجي» ژاپون (بخش دوم)



نوشتهء پهلوي در گنجينهء «هوريوجي» ژاپون (بخش دوم)

دکتر هاشم رجب‌زاده (اوزاکا – ژاپن)
مجلهء آينده، شمارهء 6و7، سال سيزدهم، شهريور، مهر 1366



فسانهء نيک شو آخر، چو مي‌داني که پيش از تو

فـسانهء نـيک و بـه گـشتند سـاماني و ساساني

 

- 1 -

کشف نوشتهء سغدي بر يک لوح چوبي موجود در موزهء ملي توکيو بوسيلهء يک دانشمند جوان ژاپني و رابطهء آن با انتقال فرهنگ و تمدن ايران باستان به ژاپن، واقعيت تاريخي آميخته به رمز و راز مبادلهء فرهنگي ديرين ميان ايران و ژاپن را از نو براي دانشمندان مطرح ساخته است. اهميت اين کشف تا اندازه‌ايست که روزنامهء معتبر يوميوري ژاپن گزارش مشروحي دربارهء آن در صفحهء اول شمارهء 9 مه 1987 خود درج کرده است. آنچه در زير مي‌آيد برگرفته و گزيده از اين گزارش است.

خاورشناسان، عصر ساساني را دورهء اوج انتقال فرهنگ و تمدن ايران به ژاپن مي‌دانند. نيز، پس از سقوط ساسانيان خيلي از مردم و بزرگان ايراني به آسياي مرکزي گريختند و از اين راه بسياري از آداب و جلوه‌هاي فرهنگ ايراني به چين و از آنجا به ژاپن آمد و اين سرزمين شاهد رواج تمدن ايراني شد. فرضيه‌اي هم دربارهء آمدن شماري از بزرگان و شاهزادگان ساساني به ژاپن بدنبال سقوط شاهنشاهي ايران، وجود دارد.

در ميان اسناد فراوان و ارزنده‌اي که در قرن حاضر در «تورفان» چين يافته شده يک انجيل کهن (کتاب مقدس عهد عتيق) بزبان فارسي قديم ديده مي‌شود که گواه بر اوج انتقال فرهنگ ايراني به خاور دور و ژاپن در آن عصر است.

«نيهونکي» (يا «نيهون شوکي»، تقويم وقايع تاريخي ژاپن تا سال 696م. که بسال 720 فراهم آمده است) اشاره دارد که در قرن هفتم يا هشتم مردمي از ايران به ژاپن آمدند.

دوره‌هاي تاريخي آشوکا و نارا (710-781م.) در ژاپن شاهد انتقال تمدن ايران بود و فرهنگ اين دوره‌ها از ايران تأثير بسيار گرفت.

بسياري از بافته‌ها، ساخته‌هاي شيشه‌اي، فلزي و آثار هنري دستي ديگر که در اين دور از ايران به ژاپن آمد در موزه‌ها و گنجينه‌هاي سراسر ژاپن، و از آنميان در موزهء ملي توکيو (توکيو کوکوريچکو هاکو بوچکان) نگهداري مي‌شود. در اين موزه اشياء باستاني از ايراني دورهء ميانه، عصر ساساني –قرنهاي ششم و هفتم- وجود دارد که از آنميان نوشته‌ايست بر يک لوح ساخته شده از چوب معطري که در ژاپني به آن (راکودان) مي‌گويند. در ژاپن از راکودان و چوب خوشبوي ديگري که سندان (بکسر «سين») ناميده مي‌شود، بادبزن تاشو مي‌سازند.

اين لوحه، که با اشياء ديگر در گنجينهء معبد معتبر بودايي «هوريوجي» ژاپن بوده و پس از جنگ به موزهء ملي توکيو منتقل شده، قطعه چوبي است از راکودان ببلندي 60 سانتيمتر متعلق به قرن ششم يا هفتم ميلادي و نوشتهء پهلوي روي آنرا آقاي نائويوکي هيگاشي استاد مدعو دانشگاه مطالعات خارجي اوساکا براي نخستين بار خوانده، به ارتباط آن با انتقال تمدن ساساني به ژاپن پي برده و يافته‌هاي خود را در گزارشي مطرح ساخته است.

آقاي کوچي کاميوکا استاد مؤسسهء تحقيقات دانشگاهي در توکيو اين کشف علمي را بررسي وتأييد کرده است. چند ماه گذشته، و پيش از دسترسي به آقاي کاميوکا (که در سفر تحقيقاتي در ايران بود) آقايان هيروشي کوماموتو دانشيار ويوکاتا يوشيدا استاديار دانشگاه بودايي ژاپن گزارش آقاي هيگاشي را بررسي کردند و نتيجهء مطالعه خود را در تأييد اين يافتهء علمي در گزارشي ارائه دادند. در گزارش آنها آمده است:

نوشتهء روي لوحهء مورد بحث، با خط انحنايي، احتمالاً پس از دورهء ساساني و در قرنهاي هفتم و هشتم از سمرقند آمده است. يک روي آن کلمهء پهلوي است که با حروف الفبايي قوسي از راست به چپ نوشته مي‌شود. اين کلمه شش حرف دارد و (از راست به چپ) Y D W T H W B (بوختوي BO-XTO-Y) خوانده مي‌شود که بايد نام يک ايراني باشد.

نوشتهء روي ديگر سه جزء دارد که بخش سمت چپ بمعني نيم است، و بخش سمت راست که «سيل» خوانده مي‌شود، بها يا وزن يا واحد پول را مي‌رساند و بخش پاييني که دو خط متقاطع است احتمالاً نشانه مهر تجاري است و اين نوشته شايد چيزي مانند حواله يا سند پولي باشد، و به سغدي است.

در ايران ساساني زبان پهلوي و زبان سغدي با هم در ارتباط و پارسيان و سغديان بهم نزديک بودند. در آن روزگار هند و نيز چين دورهء سلسله توء (ته – آنگ، 620-907 م.) که «چوآن» مرکز آن بود، در اوج تمدن خود بودند و پارسيان و سغديان به اين سرزمين‌ها رفت و آمد داشتند. ميان چين و ژاپن نيز مبادلهء سياسي و فرهنگي پيدا شده بود. ژاپن هيأت سفارت به چين فرستاد و از چين فرستادگاني به ژاپن آمدند و با اين رفت و آمدها بسياري چيزهاي چين و آثار تمدنهاي ديگر از راه سوقات و هديه براي پادشاه يا کالاي بازرگاني به ژاپن آمد. گنجينهء هوريوجي، معبد بزرگ بودايي ژاپن (بنا شده بسال 607 در نزديکي نارا) ازينجا فراهم شد. هوريوجي قديم‌ترين معبد بودايي و ساختمان تاريخي در ژاپن است.

پس از زوال پادشاهي توء در چين و سقوط ايران ساساني، بسياري از ايرانيان به چين گريختند و فرهنگ و آداب و نيز چيزهاي بسيار همراه خود بردند و اين موج و انتقال، اوج مبادلهء فرهنگي بود. چنين است که اکنون در چين از آثار زبان پهلوي و تمدن ساساني سنگ‌نوشته‌اي بر گور ايرانيان، موخ 874 ميلادي، در «سي آن» (غرب چوآن) و نيز آثار بسيار در تورفان يافته شده است. آثاري نيز در معبد هوريوجي ژاپن محفوظ مانده است. در ميان گنجينه‌هاي تورفان کتاب مقدس عهد عتيق و نيز سخنان حضرت داود بترجمهء پهلوي يافته شده است.

دو محقق ياد شده بدنبال اين شرح از يافتهء تازهء خود در زمينهء انتقال فرهنگ ايران به ژاپن دربارهء نحوه اين کشف مي‌گويند که آقاي هيگاشي بنا به پيشامد، کتاب کهنه‌اي دربارهء سکه‌ها و پول ايران قديم در يکي از کتابفروشيهاي توکيو يافت و با مرور آن توانست به اين کشف برسد و نيز نوشتهء پهلوي را بر اين لوحه بخواند، و آقاي يوشيدا محقق دانشگاه بين‌المللي بودايي در اوساکا نيز نوشتهء سغدي را خواند.

پرفسور ئه‌ايچي ايموتو ايرانشناس ژاپني و رئيس و استاد بخش فارسي دانشگاه مطالعات خارجي اوساکا با تحسين ازين يافتهء دانشمندان جوان ژاپني آنرا بزرگترين کشف در اين زمينه از تاريخ روابط شرق توصيف کرد و گفت که اگر استاد فقيد ميکينوسکه ايشيدا را عمر باقي بود و شاهد اين کشف علمي مي‌توانست شد، بسيار خوشحال مي‌شد. پرفسور ايشيدا بر تأثير و نفوذ فرهنگ ايران در ژاپن تأکيد داشت. پرفسور ايموتو افزود که زرتشتيان چوب معطر راکودان را بنا به سنت براي خوشبو کردن بکار مي‌بردند (و شايد که ازين چوب در آتش زرتشت مي‌نهادند)؛ و براي اين تقدس است که لوحهء موصوف را از راکودان ساخته ساخته و کلمهء پهلوي را بر آن نگاشته‌اند. اين ترکيب و کاربرد راکودان گيرا و با معني است.

گنجينهء معبد بودايي هوريوجي از نفايس اهدايي فراهم آمده است. اما در دورهء ميجي (1868-1912) 300 قطعه ازين اشياء بعنوان اهدايي بودايي (هوتوکه ساما) به امپراتور تقديم شد. اين قطعه‌ها، و در آن ميان 48 مجسمه، پس از جنگ به موزهء ملي توکيو تعلق گرفت و بسياري از ساخته‌هاي دستي و هنري قديم پيش از دورهء شوسوئين و نارا در اين موزه جمع آورده شد که لوحهء چوبي پهلوي يکي از آنهاست.

در روزگار ساسانيان، از 221 تا 651 ميلادي، کتابهاي زرتشتي به پهلوي برگردانده و نوشته شد. اين زبان حدود 20 حرف مصمت دارد و از راست به چپ نوشته مي‌شود سغديان مردم فعالي بودند و به اکناف عالم سفر مي‌کردند و به صحراي مغولستان هم رفتند و کتابها و کتيبه‌هاي بسيار از آنها در آنجا ماند که شماري از آنها در تورفان بدست آمده است.

در دانشگاه روکوکو (با ضم واو اول و سوم) حدود 200 قطعه ازين آثار وجود دارد که از دستبرد ايام رسته است.

 

- 2 -

من سرد نيابم که مرا ز آتش هجران

آتشکده گشتست دل و ديده چو چرخشت

پرفسور ئه‌ايجي ايموتو استاد رئيس بخش فارسي دانشگاه مطالعات خارجي اوساکا نخستين دانشمندي است که سالهاي بسيار بر اين عقيده استوار بود که شماري از ايرانيان و نيز آثاري از فرهنگ ايران ديرزماني پيش به ژاپن آمده‌اند.

در پي کشف نوشتهء سغدي - پهلوي بر لوحهء چوبي گنجينهء «هوريوجي» در موزهء ملي توکيو بوسيلهء دانشمندان ژاپني، استاد ايموتو نظراتي درينباره ارائه داده که در شمارهء 3 ژوئن 1987 روزنامهء ماينيچي ژاپن درج شده است. چکيدهء اين مقاله در زير مي‌آيد:

در ماهنامهء «موزه» نشريهء مورهء ملي توکيو، گزارش نائويوکي هيگاشي دانشمندان جوان دربارهء کشف نوشتهء پهلوي و سغدي بر لوحهء چوبي عطرآگين گنجينهء معبد هوريوجي در موزهء ملي توکيو آمده است. هيروشي کوماموتو، دانشيار و يوکاتا يوشيدا مدرس دانشگاه بين‌المللي بودايي هم مقاله‌اي درينباره نوشته‌اند و هيگاشي نيز نکاتي بر آن افزوده که داراي اعتبار است.

بنابر نظري که کوماموتو ارائه نموده، نوشتهء منقوش بر اقلام رديف 112 و 113 گنجينهء هوريوجي يکي است، که «بوختوي» خوانده مي‌شود و بايد نام يک ايراني باشد. يوکاتا يوشيدا بر اينست که نقش مهر بخط سغدي نمودار وزن و قيمت است (نيم سير) و نقش باضافه (+) در پايين مهر بايد علامت تجاري باشد.

دربارهء نوشتهء منقوش بر لوحهء مورد بحث، استاد کوجي کاميوکا از دانشگاه مطالعات خارجي توکيو بدرستي دريافته که خط آن بزبان پهلوي است که در اواخر دورهء ساساني در ايران ميانه رواج داشت.

تاريخ نوشته بر اين لوحه (که مکتوب است اما نه محکوک) سال 861 را نشان مي‌دهد. کوماموتو و يوشيدا با بررسي خط و شيوهء نگارش دريافتند که نوشتهء محکوک و نيز مهر پايين نقش بايد متعلق به سده‌هاي هفتم و هشتم باشد که در ميانهء قرن هشتم به ژاپن آمده است.

در ميانهء قرن هفتم ايران ساساني در حملهء عرب سقوط کرد و درين سالها بسياري از ايرانيان از مسير آسياي مرکزي و از راه دريا به چين پناه بردند. در «چوآن»، پايتخت چين در عصر تو، (سلسلهء ته-آنگ، 620-907م.) وجود نيايشکده‌هاي زرتشتي، معابد مانوي، کليساهاي عيسوي و پرستگاههاي بودايي در کنار هم نمودار جامعه‌اي آميخته از اقوام و مذاهب گوناگون بود. در نيايشکدهء زرتشتيان آتش جاويد مي‌سوخت که پيروان اين آيين هر روز پنج بار در برابر آن نيايش مي‌کردند، روغن معطر در آن مي‌ريختند، به آواي زنگ و سرود گوش مي‌سپردند و به سماع و جذبه و شور فرومي‌شدند. در اينجا زرتشتيان اکثريت مذهبي را داشتند و در کنار مانويان که در اقليت بودند، بصلح و صفا مي‌زيستند. پس از سقوز پادشاهي ساساني هم چيزها و آثار بسيار به چوآن، پايتخت آنروز چين، آورده مي‌شد و نفوذ تمدن ايران دنباله داشت.

استاد يوشينوري اينو نيز نقش لوحهء مورد بحث را بخط پهلوي و براي لوح گور کسي مي‌داند که از فرزندان ايرانيان پناه برده به چين بوده و در اواخر سدهء نهم درگذشته است چرا که در نيمهء دوم قرن نهم زبان پهلوي هنوز رواج داشت. خط پهلوي را در سرزمين اصلي اين زبان، ايران خاندانهاي بازمانده از دورهء ساساني در مسکوک يا براي نقش لوح گور خود بکار مي‌بردند.

سغديان نيز که سرزمينشان به تسخير عرب درآمد و خود به اسلام گرويدند، باز آداب و آيين بازرگاني و روح تجارت پيشه‌شان را نگهداشتند.

در کلمهء پهلوي «بوختور» که در لوحهء بالا از راست به چپ خوانده مي‌شود (استاد ايموتو تلفظ اين واژه را بوختور مي‌داند، حال آنکه دانشمندان جوان «بوختوي» خوانده‌اند)، خط کشيده حرف «ب» است. بگفتهء هيروشي کوماموتو نوشته‌هاي لوحه 112 و 113 يکي است. در لوحهء 112 «بوختوي» درست است، اما لوحهء 113 «بوختور» بايد باشد، بمعني «منجي» که گونه‌اي تلفظ (محلي) از اين واژه است.

آيين زرتشت در ايران ساساني، و کتاب مقدس آن، اوستا، به وجود اهورامزدا و اهريمن عقيده داشت. ازين مايه، زروان يا حقيقت جاودانه بار آمد که بمعني منجي يا در واقع عنصر زمان است که همهء هستي با آن پيوند دارد. چنين بود که «بوختور» (نيز بمعني منجي) را بر لوح گور مي‌آوردند.

بدينسان، لوحه‌هاي رديف 112، 113 گنجينهء هوريوجي، هرچند که درجهء کيفيت آن بر ما دانسته نيست، نشانه‌اي از مراسم آييني است. زرتشتيان (در خاور دور نيز) مي‌دانستند آنرا به آزادي و بي‌مانعي بکار ببرند. مهر سغدي هم نمونهء نقوش و مظاهر آييني مکتب بودايي در ايران و سنت نصاري و مانويان در اين سرزمين است. پيروان اسلام، که پس از اين اديان آمد، در زندگي عادي عطر بکار مي‌برند، اما اين ماده بر ايشان معناي آييني ندارد. آنها شايد که ديدن لوحهء پهلوي را هم گناه بدانند. در برابر، بوداييان احساس ناخوشايندي از چنين لوحه و نوشته‌اي ندارند و حتي ازين چوب عطر نيز تنديس بودا مي‌تراشند. اين چوب‌هاي معطر از ديرباز از جنوب شرق آسيا به ايران مي‌آمده است، چنانکه اکنون هم وارد مي‌شود. براي زرتشتيان که در سرزمين‌هاي مختلف پراکنده شدند، اين چوب‌هاي خوشبو از راه دريا به آنجا برده مي‌شد.

ژاپني‌ها دانشي از زبان پهلوي نداشتند، اما در نيمهء سدهء هشتم که اين لوح‌ها به ژاپن آورده شد، دريافتند که اينها کاربرد آييني دارد و چيزي مهم و ارزنده است، پس آنرا چون گنجينه‌اي نگاه داشتند و برما گذاشتند.