نبشته‌هاي کهن  |   نسخه‌شناسي   |   کتيبه‌شناسي   |   پژوهش‌ها   |   پژوهشگران   |    بررسی و نقد کتاب   |    کتابشناسي
مقالات > برگوا



برگوا

احمد تفضلي
(كلك، شماره 30، شهريور 1371، ص 25-27)



سياوش در نامه‏اي كه به دست رستم براي پدر خود كاووس مي‏فرستد، از او مي‏خواهد كه زنهار افراسياب را بپذيرد و خطاب به شاه مي‏نويسد:

گر او را ببخشد ز مهرش سزاست  /  كه بر مه او چهر او برگواست[1]

شادروان مينوي براساس اغلب نسخه‏هاي معتبر، بيت را به همين صورت آورده و در حاشيه توضيح داده است كه: «در عموم نسخ جز «مب» چنين است. «بر» دوم را آيا مي‏توان احتمال بعيدي داد كه با «گوا» يك كلمه مركب درست كرده باشد، برگوا به معني گواه؟ اما بهر صورت محل تأمل است.»[2] در نسخه فلورانس كه در زمان تصحيح داستان سياوش هنوز كشف نشده بود، مصراع دوم چنين است: كه بر مهره او جهره او كواست. جلال خالقي مطلق[3] نيز در چاپ انتقادي و معتبر خود بيت را به همان صورت نقل شده در بالا آورده است و بي‏ترديد بيت به همين صورت صحيح است. در متون نظم و نثر قديم فارسي، آوردن دو حرف اضافه، يكي مقدم و يكي مؤخّر، كاملاً رايج بوده است مانند به... در، به... اندر، بر... بر و غيره. اما در مصراع مورد بحث «بر» دوم نمي‏تواند حرف اضافه مؤخر باشد، زيرا در اين صورت بايد «بر مهر او بر» مي‏داشتيم[4] و همين نكته موجب تأمّل شادروان مينوي بوده است و نسخه‏برداران و كاتبان نيز متوجه همين اشكال بوده‏اند كه مصراع را به گونه‏اي ديگر تغيير داده‏اند. بنابراين بناچار بايد صورت برگوا را كه شادروان مينوي «بعيد» حدس زده است، بپذيريم. متأسفان همه موارد ديگري كه كلمه «گواه» با «بر» در شاهنامه به كار رفته است و فهرست آنها را در فرهنگ شاهنامه ولف مي‏بينيم، مبهم و دوپهلوست يعني كلمه مي‏تواند «گوا» يا «برگوا» باشد. مثلاً:

به پيوستگي برگوا ساختند / چون زين عهد و پيمان بپرداختند.[5]

ازين راه گر بازگردي رواست / روانت برين پند من برگواست[6]

در بيت زير به سبب فاصله‏اي كه ميان حرف اضافه مقدم «به» و «بر» افتاده است، شايد بتوان «برگوا» را مرجح دانست:

پدر شاه و فرزانه‏تر پادشاست / بدين راست گفتار من برگواست[7]

شاهد ديگر در راحه‏الانسلان يا پندنامه انوشروان آمده است كه به حدس شادروان سعيد نفيسي[8] از شاعران نيمه دوم قرن پنجم هجري بوده است:

به ارزانيان گر دهي جان رواست / برين گفته بر، مردمان برگواست

واژه «ابرگوگاه»[9] كه در پهلوي بدون هيچ ابهامي به كار رفته است، دليل قاطعي است بر صحت صورت «برگوا» در شاهنامه:

Dānāgān čēōnān guft kū xrad abar-gugāh kū…

دانايان چنين گفته‏اند كه خرد «برگواه» (= گواه، شاهد) است كه...[10]

 

همچنين صورت «بگواه» (كردن) كه معادل گواه كردن در ترجمه كلمه شهاده عربي به كار رفته است، دلالت بر صحت «برگوا» دارد:

«...روا بود كه دو كس از جمله ايشان كه ظاهر ايشان امانت بود به نزديك اهل ملتش، بر وصيت خويش بگواه كند و روا نبود بگواه كردن كساني كه نه اهل ذمّت باشند بر هيچ حال.»[11] يا «و اگر كسي دو بنده خويش را بگواه كند بر آنكه كنيزكي از وي بار دارد...»[12].

«برگوا» كه گونه‏اي از گواه و گواه است، ساختماني همانند «بي‏گناه» و «ابر بي‏گناه، بر بي‏گناه، بر بي‏گنه» دارد كه در شاهنامه مكرر به كار رفته است. مثلاً:

شوم زار كشته ابر بي‏گناه / كسي ديگر آرايد اين تاج و گاه[13]

ببرند بر بي‏گنه بر سرم / ز خون جگر برنهند افسرم[14]

مرا بند كردند بر بي‏گناه / همانا كرزم است فرزند شاه[15]

از همين قبيل است برافزون (به افزون):

گر اين كينه از مغز بيرون كني / بزرگي و دانش برافزون كني[16]


 

[1] - شاهنامه، چاپ مسكو، ج3، ص60، ب915.

[2] -مجتبي مينوي، داستان سياوش، ج اول، تهران، 1363، ص 54، ب 914 و نسخه بدلها، ص 300.

[3] - شاهنامه، دفتر دوم، كاليفرنيا و نيويورك، 1369، ص 262، ب 911.

[4] - مانند: چو فغفور چين گر ببايد رواست  /  كه بر مهر او بر روانم گواست (مسكو، ج 5، ص 298، ب 1065)

[5] - چاپ مسكو، ج 3، ص 100، ب 1539؛ مينوي، داستان سياووش، ص90، ب 1538؛ خالقي، دفتر دوم، ص 303، حاشيه 19.

[6] - چاپ مسكو، ج6، ص 174، ب 135.

[7] - چاپ مسكو، ج 5، ص 258، ب 380.

[8] - مجله مهر، سال دوم، ش 2، تيرماه 1316، ص 184.

[9]- abar-gugāh

[10] - دادِستان دينيگ، پرسش 90 در نسخه خطي كپنهاگ (K35)، برگ 197 پشت، س 6.

[11] - نهايه طوسي، به كوشش محمدتقي دانش‏پژوه، ج 2، تهران، 1343، ص 628.

[12] - همان مأخذ، ص 629.

[13] - شاهنامه، خالقي مطلق، دفتر دوم، ص 311، ب 1622 و مينوي، همان مأخذ، ص 97، ب 1680: شوم زار من بر بي گناه.

[14] - خالقي مطلق، ص 345، ب 2125؛ مينوي، ص 126، ب 2185؛ چاپ مسكو، ج 3، ص 141، ب 2187.

[15] - شاهنامه چاپ مسكو، ج6، ص 149، ب 213 كه به جاي كرزم، گه رزم خوانده شده است.

[16] - چاپ مسكو، ج 6، ص 266، ب 807.