| > واژهنامه مينوي خرد |   |
واژهنامه مينوي خرد
علي اشرف صادقي
(منبع: مجله ماهانه راهنماي كتاب، سال سيزدهم، 5-7، مرداد-مهر 1349)
تاليف: دكتر احمد
تفضلي
انتشارات بنياد فرهنگ
ايران، شماره 63، تهران، 1348، شانزده + 276 +
80
+ IV
كار تحقيق علمي در
زبانهاي ايراني را اروپائيان آغاز كردند و تحقيقات جدي و آثار ارزاندهاي كه
هماكنون در اين زمينه در دست است از آنان است. ايرانيان بسيار دير متوجه اينگونه
تحقيقات شدند و در نتيجه هنوز معني كار دقيق و علمي در زمينه زبان براي اكثر كساني
كه بهمطالعه آن علاقمند و براي بسياري از ايرانياني كه درباره زبان فارسي و
لهجههاي ايراني آثاري منتشر كردهاند روشن نيست. هنوز تصوري كه عدهاي از
ايرانشناسان غربي از استادان زبانشناس و معلمين زبانهاي قديم ايراني دارند تصور
كساني است كه معتقدند ايران مركز عالم است و تمام علوم از ايران سرچشمه گرفته و
زبان فارسي اگر مادر زبانهاي دنيا نباشد لااقل مادر زبانهاي عربي و تركي و... است،
يعني زبان ملتهايي كه با ايرانيان در تماس بوده و ناگزير گاه گاه برخوردي ميان
آنان و اينان روي داده و زماني بر ايران مسلط شدهاند؛ كساني كه ميخواهند با بيرون
ريختن كلمات عربيالاصل از زبان فارسي تاريخ را برگردانند و منكر حمله عرب و...
شوند.
خوشبختانه در اين
سالهاي اخير عدهاي از ايرانيان به مطالعه علمي زبانهاي ايراني پرداختهاند و
تأليفاتشان رفته رفته بيرون ميآيد. سلسله واژهنامههاي پهلوي را كه بنياد فرهنگ
ايران منتشر كرده است بايد از همين رشته تأليفات شمرد. تاكنون شش جلد در اين سلسله
منتشر شده است ولي متأسفانه تمام آنها علمي و قابل استفاده نيست. در اين ميان
واژهنامه مينوي خرد درخششي خاص دارد. اين كتاب با دقت و وسواس علمي تهيه شده است.
مؤلف دانشمند كه نسخههاي چاپشده «مينوي خرد» را براي تهيه واژهنامه كافي و دقيق
تشخيص نداده است، نخست براساس يك نسخه عكسي و نسخه چاپي انكلساريا متن مصححي از
كتاب ترتيب داده است (ص هفت مقدمه).
ملاك ترتيب كلمات در
واژهنامه صورت آنها است نه حروف تشكيلدهنده؛ به اين معني كه در خط پهلوي اغلب
تركيب دو يا چند حرف با هم صورتي به وجود ميآورد كه علاوه بر آنكه صورت جداگانه
خود اين حروف متفاوت است، با تركيب بعضي حروف ديگر با هم نيز شباهت پيدا ميكند و
قرائت كلمه را بسيار مشكل ميكند. مثلاً تركيب الف + الف به تركيب ي + د + الف شبيه
ميگردد. در اين واژهنامه براي سهولت يافتن كلمات، اين صورتها در يكجا آمدهاند
و خوانندهاي كه فقط صورت كلمه را ميشناسد و نه قرائت آن را به آساني ميتواند
كلمه مورد نظر خود را بيابد. اين ابتكار مؤلف بيشك بسيار مهم است و كساني كه
ميخواهند پس از اين براي لغات پهلوي واژهنامه تهيه كنند بايد اين روش را بپذيرند.
در نقل لغات ابتدا
صورت آنها به خط پهلوي و سپس حرفنويسي (transliteration)
آنها به خط لاتين و بعد آوانويسي (transcription)
آنها به خط صوتي (فونتيكي) داده شده و ملاك اين آوانويسي كلاً تلفظ متون فارسي
ميانه مانوي ترفان بوده است ولي گاهي تلفظ فارسي دري نيز به حساب آمده است (ص نه
مقدمه). همچنين در مورد املاء كلمات صورت مانوي كلمات يا صورتهايي كه در كتيبهها و
زبور پهلوي آمده است داده شده است (ص ده مقدمه).
علاوه بر فهرستهاي
متعدد كه در پايان كتاب آمده است، فهرست آوانويسي شده لغات پهلوي با ترجمه انگليسي
آنها در 34 صفحه نيز آمده است و اين مزاياي كتاب را زيادتر ميكند. فهرستي نيز از
معادل فارسي لغات پهلوي كتاب داده شده كه براي دانشجويان ادبيات و ديگران مفيد است.
در شرح لغات تا حد امكان از آخرين تحقيقات استفاده شده است بهمين جهت علاوه بر
مآخذي كه در مقدمه كتاب براي آنها علامت اختصاري معين شده است در ذيل بسياري از
لغات به مأخذهاي تازه به زبانهاي انگليسي، آلماني، و فرانسوي برميخوريم. بعلاوه
مؤلف معني تعدادي از لغات را كه تاكنون روشن نبوده، خود حل كرده است (رك. مثلاً
صفحات 14، 53 و 254).
اينك چند نكته كه به
نظر نگارنده رسيده است:
همانطوريكه اشاره شد
براي آوانويسي لغات ملاك تلفظ متون مانوي ترفان بوده است و ميدانيم كه خط مانوي در
حدود قرن سوم ميلادي ابداع شده است و ملاك تلفظ همان فارسي ميانه قرن سوم (يا يكي
از لهجههاي فارسي ميانه) بوده است و در آن عهد تلفظي بصورت «ذ» در فارسي ميانه
وجود نداشته است، اما به دلايل متعدد در اواخر عهد ساساني كليه دالهاي بعد از مصوت
بصورت ذال معجمه تلفظ ميشده است و چون احتمالاً تأليف كتاب مينوي خرد در زمان خسرو
انوشيروان بوده است (ص پنج پيشگفتار) بنابراين به مورد است كه اين مسئله در چاپهاي
بعد مورد نظر قرار گيرد. همين طور است ظاهراً وضع «ب» ها و «گ»هاي بعد از مصوت كه
به صورت « ﭬ
» /
β
/ γ
/ و درآمده بوده است بدون اينكه كليات «د» را داشته باشد (گاهي اوقات «غ» و «ذ» بعد
از مصوت در بعضي لهجههاي فارسي به «ي» بدل شدهاند). در اين كتاب فقط در دو سه
مورد «گ» بعد از مصوت به صورت «غ» نوشته شده است، رجوع كنيد به كلمات
ahlamōγīh
ص3 و hambāγ
ص 44 و غيره. كلمه بغ هم به سه صورت
bag،
bay،
baγ
آمده است.
ص10
abārōn
در فارسي بصورت وارون و وارونه بهمعني بداختر و شوم و نحس آمده است. رك. برهان
قاطع كه در آنجا اين كلمه بصورت اوارين نيز آمده است.
ص30 آساني به معني
آسايش در فارسي نيز به كار رفته است. قس. تنآساني
ص98 پشيمان.
همانطوريكه در همين صحفه آمده اين كلمه در نسخه
K43
بصورت پشمان هم آمده است. در نسخهاي از دينكرد كه بصورت عكسي در كپنهاگ چاپ شده
fol. 28 r.
سطر سوم اين كلمه به صورت پشيامان نيز آمده است (رك. همين متن در دينكرد چاپ مدن
ص802). پس قول نيبرگ
(La légende de Keresaspa,
Oriental Studies in Honour of C. E. Pavry, P. 344)
كه نوشته است در نسخه
K43
اين كلمه هميشه به صورت پشامان آمده درست نيست، بنابراين اشتقاقي نيز كه نيبرگ از
كلمه، بر همين مبنا ميدهد درست بنظر نميرسد. اين احتمال نيز هست كه صورتهاي پشمان
و پشيامان تصحيف باشد.
ص138 دبيري در اينجا
به معني خط است.
ص226 ظاهراً
nibēg
در اينجا بيشتر معني نوشته و كتاب ميدهد تا خط. در فارسي بيشتر بهمعني قرآن است:
«و قرآن را به پارسي نبي گويند» (تفسير پاك ص24) صورت ديگر آن «نوي» است.
ص231 «تا» در مينوي
خرد به معني حتي (up
to and inclusive of)
هم آمده است رك.
Bailey,
Zoroastrian Problems. p. 156.
ص241
nigān.
در فارسي «نگنده» به معني دفينه به كار رفته است (رك. برهان قاطع) در مجملالتواريخ
و القصص فعل آن هم استعمال شده، به معني دفن كردن: «همه (مزدكيان) را به باغي به
زمين اندر بكشت پايها بر بالا و تا به سينه به زمين درنگنده» (ص74)، «قرمطي در مكه
رفت و بسياري از مسلمانان بكشت... و ايشان را همانجا بنگندند» (ص375) و رك. مقدمه
مجملالتواريخ ص يز. در فارسي ميانه مانوي نيز فعل آن بصورت
ngnd
به كار رفته است، رك.
Henning,
The Book of the Giants, BSOAS, XI, p. 58
ص253 از كلمه تهمورث،
تهمورت كه از نظر اشتقاق با پ است (تهمورپ) توجيهي براساس خط پهلوي شده است. اين
توجيه وقتي درست است كه ثابت شود در زبان پهلوي «ت»هاي بعد از مصوت به صورت «ث»
تلفظ ميشده و بعدها در تلفظ اين كلمه «ث» به «س» بدل شده است. اما اين احتمال
بيشتر است كه اين كلمه –در صورتيكه تبديل «پ» به «ت» و «ث» علت فونتيكي نداشته
باشد- در خط فارسي تصحيف شده باشد چنانكه ويديداد و سپيتمان مسلماً در خط فارسي
ونديداد و سپنتمان شده است.
در قسمت آوانوشته لغات
a
و ā
از هم جدا نشده و حق بود كه ميشد. همچنين در اين قسمت لغاتي كه با
u
شروع ميشوند اشتباهاً بعد از لغاتي كه با
v
شروع ميشوند آمده است.