در حال دریافت اطلاعات...
|
| نبشتههاي کهن | نسخهشناسي | کتيبهشناسي | پژوهشها | پژوهشگران | بررسی و نقد کتاب | کتابشناسي |
|
|
هیربدستانسفارش ILSSW ![]() در آیین زردشتی «هیربدستان» بخشی از هوسپارم نسک Huspāram Nask معرفی شده است. هیربدستان اگر چه یک متن جداگانه است و روال مناسب موارد مرتبط با مطالعات مذهبی را مشخص میکند، با این حال این متن بخشی از نیرنگستان تلقی میگردد؛ زیرا در دستنوشتهها قبل از نیرنگستان آمده و از لحاظ سبک مشابه آن است. هر دوی این متون شامل یک متن اوستایی باستانی میشوند و به دنبال آن یک زند پهلوی آمده است، یعنی یک ترجمهی تحتاللفظی پهلوی که تفاسیر و توضیحات اضافه در لابلا و در ادامهی آن آمده است. بر خلاف اکثر دیگر متون اوستایی موجود، «هیربدستان» و «نیرنگستان» منحصراً به بخش شفاهی آیین زردشتی تعلّق دارند و هرگز بعنوان دعا یا بخشی از یک نیایش قرائت نمی شوند. ترجمههای متفاوتی از واژهی هیربدستان توسط محققین انجام گرفته است. تعدادی از این ترجمهها عبارتند از: ترجمه دهابهار( واژه نامه 57، (Dhabhar 1949: «دورهی مطالعات مربوط به روحانیت، وظایف روحانی، مدرسهی روحانی، سمینار مذهبی». مکنزی (43 Mackenzie 1971:): «مدرسه روحانی». شاکد (Shaked 1979: 330 ): «خانهی یادگیری». هومباخ (1990 Humbach): «مطالعات مذهبی». در اینجا سوال اساسی اینست که آیا این واژه منحصرا به «مطالعات پیشرفتهی مربوط به روحانیت» که لازمهی کسب صلاحیت جهت تبدیل شدن مردی از یک خانواده روحانی به هیربد بود، اطلاق میشد یا به یک دورهی عمومی «مطالعات مذهبی» اطلاق میشد که توسط هیربد ارائه شده و در دسترس همهی مردم بود. در جایی دیگر نشان داده شده که تا قبل از اینکه این واژه بخاطر از بین رفتن آیین شفاهی زردشتی معنای اولیه خود را از دست دهد، واژه پهلوی هیربد به یک معلم روحانی اطلاق میشد که علاوه بر به خاطر سپردن متون اوستایی بر مطالعهی زند متمرکز شده بود و مجاز بود بر اساس متون مقدس «مریدان» (Hāwišt) خود را راهنمایی کند. (Kreyenbroek 1987 a,b ). شواهد موجود در دادستان دینیگ (Dādestān ī dēnīg) متعلق به قرن نهم نشان میدهد که مطالعه زند شرط لازم برای هیربد شدن است (Kreyenbroek 1987 b ). شواهد موجود در هیربدستان 5/2، 6/12 و متن دینکرد (16 - 17 Dēnkard) آمده است، نشان میدهد که مفهوم هیربدستان مرتبط با مطالعهی زند و در نتیجه مرتبط با شرح و تفسیر آموزههای دینی بوده است. همانطور که شماری از محققان نیز اشاره کرد ه اند، با توجه به شواهد فوق میتوان گفت واژهی پهلوی هیربدستان منحصرا به «مطالعات پیشرفتهی مرتبط با روحانیت» اطلاق میگردیده است. در عین حال این امکان نیز وجود دارد که تنها معلم روحانی (هیربد) میبایستی دربارهی آیین شفاهی دارای علم و دانش بوده باشد از این رو واژهی هیربدستان میتواند اشاره به یک دوره مطالعات مذهبی داشته باشد که به مسائل فقهی و شرعی پرداخته و افراد غیر روحانی نیز میتوانستند در آن شرکت جویند. در آیین زردشتی عباراتی یافت میشوند که از هر دو نظریهی فوق حمایت میکنند. شماری از متون پهلوی نشان میدهند که وجود پیوند میان هیربد و روحانیت محسوس بوده است. برای مثال: یسنا 15/10: āsrō [ kē hērbedestān kard ] «روحانی ای [ از هیربدستان پیروی مینمود ] » دینکرد 6 (Shaked 1979: 176 , no , D2 ): gōwēnd kū hērbed mard , ēk Ādur – Narsē ud ēk Ādur – Mihr nām būd , harw dō kard – hērbedestān ud abzārōmand . «میگویند دو هیربد (بودند )، یکی از آنها آذر نرسی و دیگری آذر مهر نام داشت. هر دوی آنها هیربدستان را کامل کرده و دارای مهرت (روحانی) بودند...» یکی از کارکردهای عمده هیربدستان تاکید بر درک آموزههای دینی بود و این امر در متون زیر نشان داده شده است: دینکرد 6 (Shaked 1979: 38 , no , 98): … hērbedestān kardan be nē hilišn , čē ka was sāl hērbedestān abar ēn wāzag – ē kunēd kū pad yazdān abē – gumān bawēd , kū yazd hēnd ud dēw nē hēnd , ēg – iz Ohrmazd ī xwadāy puhl nē zanēd . ...( فرد) نباید هیربدستان را رها سازد، زیرا اگر( فرد) سالها تنها به این عبارت بیندیشد «بی گمان ایزدان وجود دارند زیرا آنها ایزد هستند نه دیو»، در آنصورت اورمزد وی را مجازات نخواهد کرد. دینکرد 6 (Shaked 1979: 32 , no , 84): * kē hērbedestān – ē frāz kunēd u-š abar tuxšāg bawēd ud be gīrēd abē – gumānīh ī pad dēn ī yazdān , ēg – iš tuwān ruwān bōxtan . « هنگامیکه (فرد) به هیربدستان میپردازد و آن را با جدیت مطالعه میکند، و در زمینهی ایمان به ایزدها (از آن) اطمینان کسب میکند، آنگاه او میتواند روان خود را نجات دهد.»این امر غیر محتمل به نظر میآید که فرصت نجات روح از طریق پرداختن به هیربدستان محدود به روحانیون بوده باشد. متون دیگر حتی بصورت شفاف تر نشان میدهند که عامهی مردم هم میتوانستند به هیربدستان بپردازند: دینکرد 6 (Shaked 1979: 124 , no , 316): …. Hērbedestān kardan nē wad men , čē hērbedestān kardan zīndagīh ī mardōmān . «... پرداختن به هیربدستان را شیطانی ندانید، زیرا هیربدستان زندگی مردمان است. » دینکرد 6 (Shaked 1979: 154 , no , C27): … ka wizīrēd hērbedestān ī pad abestāg ud zand ud abārīg – iz frahang ī pēšag – pēšag az wattarān nē gīrišn čē – š frahang wattar ud xwad ag – ruwān – tar bawēd kē hērbedestān ī pad abestāg ud zand ud abārīg – iz frahang ī pad pēšag – pēšag az wattarān gīrēd . « ... اگر فرد دارای حق انتخاب است نباید هیربدستان را بپذیرد، زیرا حاوی اوستا و زند و دیگر (گونه های) آموزش برای هر حرفه از طرف افراد پلید است، آموزش وی بدتر گردیده و روح وی نیز فاسد تر میگردد.» در واقع میتوان متن آخر را اشاره به هیربدستان بعنوان یک نوع آموزش دانست. با این حال یک متن از خسرو و ریدگ (Xusraw ud Rēdag )، جاییکه گوینده روحانی نیست، نشان میدهد که مطالعات مذهبی میتوانست بخشی از آموزش افراد عادی باشد: ( Unvala 1921: 13 , 8-10 ): pad hangām ō frahangestān dād hēm ud pad frahang kardan saxt ud awištāb būd hēm , u-m yašt ī hādōxt ud hān ī yasn ud wīdēwdād hērbedīhā warm kard ud gyāg – gyāg zand niyōxšišn estēd . « و در زمان مناسب به مدرسه فرستاده شدم، و به سختی تلاش کرده و خود را وقف تحصیل و آموزش کردم. یشت هادخت، یسنا و وندیداد را به مانند یک هیربد به خاطر سپردم و به همهی عبارات زند گوش داده ام. » زند وهمن یسن (Anklesaria 1957: 4-5) II. 1-4 به ما میگوید: Pad Zand ī Wahman Yasn , Hordād Yasn ud Aštād Yasn paydāg kū ēw bār gizistag Mazdag ī Bāmdādān ī dēn – petyārag ō paydāgīh mad , u-šān petyārag pad dēn kard. Hān anōšag – ruwān Xusraw , (…) * Māhwindādān ī * Nēwšābuhr , ud Dād – Ohrmazd ī Ādurbādagān , ud dastwar ī Ādur – farnbāg , a – drō Ādurbād , ud Ādur – Mihr ud Baxtāfarīd ō pēš xwāst , u-š paymān az-iš xwāst kū ēn yasnīhā pad nihān ma dārēd , ud be pad paywand ī ašmāh zand ma čāšēd. awēšān andar Xusraw paymān kard . « در زند وهمن یسن، خرداد یسن و اشتاد یسن آشکار میشود که زمانی دشمن ایران، مزدک ملعون پسر بامداد، ظهور کرد و مذهب را به تباهی کشاند. خسرو جاویدان روح، (...) پسر ماهوینداد را از نیشابور، داد اورمزد را از آذربایجان، آذر باد بی ریا، روحانی اعظم آذر فرنبغ، و آذر مهر و بخت آفرید را (به حضور خود) طلبید، و از آنها تعهد گرفت، و به آنها گفت: این متون مقدس (اوستایی) را پنهان نسازید، اما زند را جز به اولاد و فرزندان خود به کسی دیگر نیاموزید. آنها نیز به خسرو تعهد دادند. » این حقیقت که در نتیجهی شورش مزدک، خسرو اول (579 – 531) لازم دانست عامهی مردم را از مطالعهی زند باز دارد، نشان میدهد که زنان و مردان غیر روحانی تا آن زمان میتوانستند به مطالعهی مذهب بپردازند. ترکیب شواهد موجود در این متون نشان میدهد که نوع مطالعه ای که به هیربدستان مشهور بوده است بطور مشابه در دسترس روحانیون و مردم عامه بوده است و از آنجا که منفعت بردن مردم عامی از مطالعهی جامع جنبههای فنی قانون یا تفسیر زردشتی که جهت تربیت هیربد نوشته شده بودند، نا محتمل به نظر میرسد، در اینجا مطالعهی مردمان عادی به معنای گوش سپردن آنها به توضیحات هیربد است (متن خسرو و ریدگ، بالا ). حال آنکه روحانیون باید این قانون یا تفسیر را به خاطر میسپردند. این امر گسترش سریع آموزههای واعظانی مانند مزدک را در میان مردم عادی توجیه میکند – آموزههایی که تشریح آنها در فرهنگی که افراد عادی دسترسی به تفاسیر جدید از دین خود نداشتند، دشوار مینمود – و دلیل تحریم چنین مطالعاتی را روشن میسازد. شواهد موجود در بخش اوستایی هیربدستان وضعیت مشابهی را باز تاب میدهد. این بخش، برای مثال، نشان میدهد که زنان میتوانستند به مطالعات مذهبی بپردازند (قسمتهای 4-5-6 )، و اینکه در برخی موارد حتی فرزندان افراد بی دین نیز میتوانستند اینگونه آموزشها را بطلبند (قسمتهای 11 و 19 ). پس این مطالعات نمی توانست منحصرا مختص روحانیون باشد. از سویی دیگر، شواهد موجود در بخش 15 نشان میدهد که انتظار میرفت که طلبهها یا حداقل شمار چشمگیری از آنان در میان خویشاوندان خود معلمان مذهبی داشته باشند و این نشان میدهد که آنها متعلق به خانوادههای روحانیون بودند. به علاوه در متن هیربدستان بین «روحانی» و «مرد روحانی» (1/3، 1/4) که به مدت طولانی نزد معلمان خود به مطالعه میپردازد و «صاحبخانه» (2/4، 1/12، 2/12) که مساوی با دانش آموز مونث است (و ممکن است اشاره کند که وی قصد آمادگی جهت انجام وظایف روحانی نداشت) تفاوت وجود دارد. بنابراین محتمل به نظر میرسید که در دوران اولیهی زردشتی به مانند اواخر آن، دورههای طولانی و جامع مطالعات مذهبی به اعضای روحانیت ارائه میشد، حال آنکه زنان و مردان عادی که صرفا خواستار کسب فضیلت بودند نیز میتوانستند در این دورهها شرکت کنند، با این حال تعداد کمی از آنها خواهان شرکت در این دورهها بودند. زبان بسیاری از متون اوستایی هیربدستان آشکارا تغییر یافته است. از آنجا که نسخهی مکتوب این متن بی شک بر پایهی یک سنت شفاهی است، این بدان معنا نیست که این متون بعدها به نگارش در آمده اند، یعنی زمانیکه دانش اوستایی رو به زوال بوده است. وضعیت این متن نتیجهی طبیعی قرار گیری آن در معرض سنت مذهبی ایرانیان باستان بعنوان بخشی از یک مجموعهی متون غیر دینی و تحقیقی است. هیربدستان در مقایسه با متون آیینی مانند یسنا به میزان کمتر و توسط روحانیون کمتری قرائت میشد. بعلاوه، هیربدستان بر خلاف این متون توسط یک معلم روحانی قرائت شده و تفاسیری برای طلبهها ارائه میشد. در مورد متون نیایشی حضور یک یا بیش از یک برگزار کنندهی آموزش دیده در کنار قرائت کنندهی نیایش نشان میدهد که هرگونه اشتباهی معمولا همان موقع اصلاح میشد، حال آنکه در مورد متون هیربدستان و نیرنگستان چنین اقدامی انجام نمی گرفت. در حقیقت، هر اشتباهی از طرف هیربد توسط نسلهای بعدی مریدان نیز تکرار میشد. از آنجا که احتمال نمی رود روحانیت ایرانی، حداقل از اواسط دورهی هخامنشی به بعد، به زبان اوستایی تسلط داشته باشند (آنگونه که ترجمهی پهلوی منفصل و نیمه ادراکی نشان میدهد )، بنابر این اشتباهات گرامری متن اوستایی را نیافته اند، و مساله درستی متن مورد قرائت تا زمان بررسی یک نسخهی مکتوب متن مطرح نگردید، یعنی زمانیکه نسخههای شفاهی مختلف مورد مقایسه قرار گرفتند. این امر ممکن به نظر میرسد که قسمت اصلی متن اوستایی متعلق به دوران اولیه تاریخ زردشتی باشد؛ در نتیجه، بخشهایی از متن اولیه با توجه به نظرات روحانیون بعدها حذف گردیده یا به آن اضافه شده است. به همین صورت، تعیین تاریخ نگارش زند پهلوی نیز غیر ممکن است؛ در حالیکه برخی از تفاسیر شرایط مربوط به دوران ساسانی و بعد از ساسانی را بازتاب میدهند. متن پهلوی میبایستی از نسخهی اولیه اوستایی تبعیت میکرد، به گونه ای که مولفان زند ممکن است مجبور شده باشند دربارهی مواردی نظر دهند که ارتباط اندکی با حقایق زمان خود داشته اند. شواهد موجود در هیربدستان امکان استنتاج کلی دربارهی حقایق مطالعات روحانی و مذهبی آن زمان را فراهم میآورند، با این حال تا آنجا که به اعمال مذهبی – قانونی دوران ساسانی و بعد از آن مرتبط است، ساختار هیربدستان تا حدی از ارزش آن بعنوان یک مدرک قابل استناد میکاهد. از سویی دیگر، در راستای درک ما از تئوری مذهبی – قانونی زردشتی اهمیت این متن بسیار چشمگیر است، بر خلاف برخی کتب قانون مانند مادیان هزار دادستان که معمولا به موارد فردی میپردازند، هیربدستان قوانینی در مورد بی گناهی و درجهی گناه، حلال و حرام و در مورد مسائل مختلف مرتبط با موضوع کلی مطالعات مذهبی ارائه میدهد. موارد تخفیف دهندهی گناه (برای مثال 4/18، 7/19) و مقاصد مجرمانه مورد بررسی قرار میگیرند و قوانین کلی موجود در اوستا تایید میگردند. قضاوتهای مفسرین مختلف صرفا در کنار هم قرار میگیرند، زیرا هیچ معیار تئوریک جهت قضاوت در مورد فضایل آنها در دسترس نیست. مقایسه بین این رویکرد شرعی نسبت به مسائل مذهبیو رویکرد موجود در متون فقهی اوایل اسلام، روابط نزدیک تر بین این دو سیستم را نشان میدهد، روابطی نزدیک تر از آنچه قبلا تصور میشد. محتویات هیربدستان را میتوان بصورت زیر خلاصه نمود: بخش 1: چه کسی باید به تحصیل مطالعات پیشرفتهی روحانی بپردازد؟ اگر فردی مسئول مراقبت از مال است، وی تحت چه شرایطی میتواند به تحصیل مشغول شود؟ بخش 2: این مطلب را ادامه میدهد، همچنین موضوعات: مسافرت تا چه فاصله ای مناسب است؟، فضیلت ادامهی مطالعات مذهبی در برابر لزوم مراقبت از مال، دو نظریه در رابطه با طبیعت هیربدستان (5/2) و منشا زند وجود دارد (10/2 )، مساله پاداش معلم روحانی. بخش 3: مساله مطالات روحانی در برابر مراقبت از مال ادامه مییابد، سپس مقایسه بین فضیلت پی گیری مطالعات مذهبی و فضیلت رعایت قوانین مربوط به زنان حائضه در ادامه میآید. بخش 4: هر چند وقت و برای چه مدتی فرد باید به مطالعات مذهبی بپردازد؟، مدت زمان مناسب جهت مسافرت «سه شب» است. دو تعریف متفاوت از این مفهوم قابل قبول است. بخش 5: در مورد مسالهی طلبههای مونث و دربارهی زنان مسئول آتشهای مقدس. بخش 6: مسالهی طلبههای مونثی که در راستای انجام تحصیل میبایست به مسافرت بروند پیچیده تر میگردد، زیرا این بدان معناست که یک محافظ مذکر باید همراه وی گردد. سپس این مساله مطرح میشود که کدامیک از وظایف معمولی زنانه را این دانش آموز مونث برای محافظ خود انجام دهد. شرح درجه گناه مردی که رابطه نا مشروع با زن مورد محافظت خود دارد، مسائلی در مورد نیت و قصد قبلی گفته میشود که نا مرتبط میباشند. مسئولیت شوهر زن و محافظ مربوطه مورد بررسی قرار میگیرند. در ادامه مطلبی کلی در مورد جذابیت زنانه میآید. بخشهای 7، 8، 9، 10، 11: دربارهی همراهی کودکی که به تحصیل مطالعات پیشرفتهی روحانی میپردازد و مسئولیتهای محافظ کودک در برابر والدین یا قیم قانونی کودک. بخش 12: در مورد مدت زمان مطالعات روحانی و در مورد کسانیکه از مطالعات روحانی منع گردیده اند، دربارهی زن و بچهی مردی که ایمان میآورد، دربارهی داراییهای یک بیگانه متوفی که دین زردشت را پذیرفته است، دربارهی زنی که مدت کوتاهی پس از پذیرش دین زردشت از دنیا میرود، درباره ارتباط بین مردان زردشتی و زنان غیر زردشتی، درمورد افراد غیر زردشتی که به ایران پناهنده میشوند. بخش 13: دربارهی یادگیری قرائت متون مقدس بخشهای 14، 15: دربارهی مسئولیتهای یک معلم بخشهای 16، 17: دربارهی دلایل مستند و غیر مستند عدم قرائت و مطالعهی مناسب بخش 18: دربارهی معلمان روحانی که زردشتیان خوبی نیستند بخش 19: دربارهی آموزش کسانی که زردشتیان خوبی نیستند بخش 20: دربارهی تغذیهی افراد غیر زردشتی، که به تغذیهی آنها نیازی نیست مگر در مورد وابستگان فرد دینکرد بر اساس محتویات هیربدستان (Madan 1911:734-5 ;Sanjana 1917: XVI16-18) موضوعات زیر را فهرست وار بیان میکند: 0) Hūspāram 30 , brīnag – ē hērbedestān . هوسپارم نسک دارای 30 قسمت است که هیربدستان یکی از آنهاست. 1) Mādiyān abar kū ō hērbedestān kardan kē * šawišn , čiyōn ka šudan frēzwānīg , ud čiyōn ān ka pad xwēš estēd , ud čiyōn ān ka šudan nē pādixšāy. Ud wizīn ī abar hērbed , ud paymānag ī āsrōg ī pahlom ud ān ī mayānag ud ān ī nīdom , abar – ōšmurišnīh ī ahlawān xrad . ( این بخش) دربارهی آنست که چه کسی باید در مطالعات مذهبی شرکت کند؛ تحت چه شرایطی رفتن برای مطالعات مذهبی اجباری است؛ در چه مواردی رفتن به نظر فرد بستگی دارد، و در چه مواردی رفتن مجاز نیست. و (درباره) گزینش هیربد، و تعریف روحانی پیشاهنگ، روحانی وسط و روحانی آذر، با توجه به مطالعه خرد فرد درستکار 2) Ud abar āsrōg ī frēst(*īd)ag wirāyišn: jāmag ud abzār ī awiš dahišn . در مورد تدارکات فرد روحانی که (برای مطالعه) فرستاده میشود؛ البسه و ابزاری که باید به وی داده شود 3) Abar ān hāwišt ī pad tarsāgāh(*īh) andar hērbed: ān < ī pad > padīriftan ud wāzag čāšīdan ud ō hāwišt kunišn ; ud handarz ī hērbed ō āsrōgān , ud dranjēnīdan ī sraw ud nasāyīh hangām . درباره طلبه ای که به استاد خود احترام میگذارد؛ (این حقیقت که) وی (یعنی استاد باید) وی را پذیرفته و وی را تعلیم دهد، و او را طلبه خود قرار دهد؛ و (درباره) نصیحت استاد به روحانیون، و قرائت عبارات (مقدس) و (دستورالعملهای وی در رابطه با) زمانهای آلودگی 4) Ud abar čē pad abāz rasišnīh ī āsrōg ō deh kē az – iš frēstīd: deh – sālār ud dahīgān āsrōg rāy < āsrōg ō deh kē az – iš > pad čāšišn ud hammōzišn andar deh kunišn . و درباره بازگشت روحانی به منطقه ای که از آن آمده، (این حقیقت که) رهبر و مردم منطقه باید وی را وادار سازند تا در منطقه به تعلیم و هدایت بپردازد. 5) Ud abar 5 xēm ī āsrōg rāy. kadām ōšmurd āsrōg fradom az srawān [ pad padisār ] tā ān abdom stāyišn [ ī dād sraw ] ud čē andar im dar . و درباره پنج خصوصیت روحانی؛ (و) اینکه کدامیک از عبارات مقدس را روحانی باید در ابتدا (بعنوان سر آغاز) یاد آوری کند و تا آخرین نیایش ادامه دهد [ یعنی عبارت (متون) قانون ]، و آنچه به این موضوع مرتبط است. 6) Abar darīhā kē āsrōg ud wehān * zāyišn u-š xwāhišn ud pēšīh ud pasīh ī im dar . درباره موضوعات مختلفی که باید مورد سئوال قرار گیرند و درخواستهای روحانی و دینداران و محدودهی کلی مسائل (از ابتدا تا پایان) در ارتباط با این موضوع. 7) Abar pus ī āsrōg ī pad wināhgārīh *dawēd fragard . ( یک فصل) در مورد فرزند یک روحانی که به اشتباه قرائت میکند. 8) Ud abar āsrōg *kē hērbedestān kardan rāy uzēnag az deh stānēd ud pad kardan sūdag bawēd . و درباره یک روحانی که هزینه ادامه مطالعات مذهبی از طرف ده (منطقه) میپذیرد، (اما) در ادامه مطالعات سهل انگاری میکند. 9) Abar frāzīh ī āsrōnān ēk az did pad dānišn ud abzār ; ud paymānag ī frāzīh kē pad-iš sazāgtarīh ī ēk az did pad-iš bawēd , ud čē andar im dar . دربارهی برتری یک روحانی بر دیگر روحانیوناز لحاظ دانش و مهارتها؛ و تعریف برتری که شامل ارزش بیشتر یک روحانی در مقایسه با دیگری میشود، و آنچه مرتبط با این موضوع است. در میان موضوعات فوق، موارد مورد اشاره در بخشهای 2، 5، 8، 9 و در قسمت پایانی بخش یک متن دینکرد به روشنی در متن هیربدستان که در دسترس ماست، تایید نگردیده اند. شواهد موجود در دینکرد نشان میدهند که در ذهن نویسندگان آن مفهوم هیربدستان اساسا مرتبط با فعالیتهای روحانی بوده است. تا دهه 1990 تنها ترجمه کامل هیربدستان توسط بولسارا انجام گرفته بود (1915 ). دارمستتر (1892-3 , vol III ; Darmesteter 1895 ) تنها متن اوستایی و برگردان پهلوی آن را ترجمه نمود، اما عبارات تفسیری آن را حذف نمود. Nachlass نوشته ای دبلیو وست، که در کتابخانهی انجمن سلطنتی آسیایی در لندن نگهداری میشود، حاوی یک ترجمهی چاپ نشده از فصلهای ابتدایی هیربدستان میباشد. مشخصهها و سبک متن پهلوی هیربدستان مشکلات طبیعی انتقال آن از حالت شفاهی به شکل کتبی را بازتاب میدهند. روشن است که این متن در هنگام قرائت بصورت مکتوب در آمده است، قبل از اینکه کاتبان روشهایی جهت نشان دادن تأکیدات، مکثها و نوسانات صدایی موجود در نسخهی شفاهی را ابداع کنند (تلاشهای ابداعی جهت دستیابی به یک سبک نوشتاری دقیقتر، از طریق استفاده گسترده تر از حروف ربط را میتوان در آثار منوچهر «Manuščihr» بویژه کتاب نامهها مشاهده نمود ). |
|
دربارهء ما | دريافت فايل | پيوند با ما | پيوندها | بانکهای اطلاعاتی | خدمات کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به نویسندگان آنها است و هرگونه برداشت از مطالب این پایگاه تنها با ذکر منبع آزاد است. |