در حال دریافت اطلاعات...
|
| نبشتههاي کهن | نسخهشناسي | کتيبهشناسي | پژوهشها | پژوهشگران | بررسی و نقد کتاب | کتابشناسي |
|
|
منصور شکی![]() دکتر منصور شکي، استاد بازنشستهء زبان فارسي و زبان پهلوي در دانشگاه پراگ، روز سوم فروردين 1379، در سن 82 سالگي درگذشت. دکتر شکي، در جواني، از طرف شرکت نفت، براي تحصيل رياضيات، به بيرمنگام (انگلستان) رفت، و در آنجا، در رشتهء فيزيک، درس خواند و موفق به اخذ درجهء فوقليسانس در اين رشته شد. پس از بازگشت به ايران، به مدت دو سال در آبادان به کار پرداخت؛ اما، به علت درگير شدن در مسائل سياسي روز، مجبور به ترک ايران شد و در 1327، قبل از واقعهء تير خوردن شاه، به کشور چکسلواکي رفت. در آنجا، به معرفي صادق هدايت، با يان ريپکا، ايرانشناس مشهور چک، آشنا شد و، به مدد او، به تحصيلات خود در رشتهء فيزيکي ادامه داد و موفق به اخذ درجهء دکتري در اين رشته شد. پس از اتمام تحصيلات، در کشور چک مستقر شد و مدت پنجاه سال تا آخر زندگي خود را در آن کشور گذرانيد. شکي، پس از مدتي که در رشتهء فيزيک به کار مشغول بود، به علت ابتلا به بيماري سخت ريوي از کارهاي سنگين منع شد و به تدريس زبان فارسي در دانشکدهء شرقشناسي دانشگاه پراگ پرداخت. از اين تاريخ به بعد، او همّ خود را يکسره صرف تحقيق در زبان فارسي کرد و سه کتاب خوب و مفيد و چند مقاله در اين زمينه به چاپ رسانيد. شکي، از اواخر دههء شصت ميلادي، به مطالعه و تحقيق در زبان پهلوي روي آورد و علاقهء او معطوف به مسائل حقوقي و فلسفي و اجتماعي در دورهء ساساني شد. جالب است که او در اين رشته هيچ استادي نديده بود، اما بهترين مقالات را در نوع خود نوشت. بررسي در دينکرد و ماديگان هزار دادستان –که دو متن بسيار مشکل زبان پهلوي و اولي به مسائل فلسفي، ديني، کلامي و غيره ميپردازد و دومي خاص حقوق در دورهء ساساني است- از زمينههاي اصلي علاقهء او بود. بيشتر تحقيقات شکي در مورد مسائل حقوقي، فلسفي، اجتماعي و زباني ِ زبان پهلوي در مجلهء شرقشناسي فرهنگستان علوم چکسلواکي يعني Archiv Orientální و يادنامهها و جشننامهها و مجموعهها به چاپ رسيده است. وي يکي از همکاران عمدهء دائرةالمعارف ايرانيکا بود و بسياري از مقالات مربوط به مسائل فرهنگي و ديني در دورهء ساساني در اين دائرةالمعارف به قلم اوست. دکتر شکي نقاش زبردستي نيز بود و تابلوهاي بسياري از نقاشان معروف را کپي کرده بود. از جمله، در زمان تحصيل در انگلستان، کپي کردن يک تابلوي فرسودهء رامبرانت به مسابقه گذاشته شده بود و از ميان همهء شرکتکنندگان در ترسيم تابلو شکي برنده شد. يکي تابلوي جالب از او، از چهرهء بابک خرّمدين، هنگامي که در لحظهء اعدام با دست خود خون خود را به چهره ميمالد تا زردي روي او موجب شادي خليفه و اطرافيان او نگردد نيز در اتاق کار او ديده بودم. شکي، از نظر اصول اخلاقي، مرد سختگير و اصولگرا بود .از اصولي که به آنها معتقد بود هيچگاه تخطّي نميکرد. در معاشرت با ديگران آدابدان بود. به پول کاملاً بياعتنا بود و ذخيرهء اندک خود را در کمک به ديگران صرف ميکرد. خانوادهء شکي اهل آن سوي رود ارس واز ايل شکي بودند. پدرش سرتيپ شيخ عليخان نظامي بود و به ايران مهاجرت کرده بود و در دورهء رضاشاه در دانشکدهء افسري تدريس ميکرد. با آيرم، رئيس شهرباني معروف رضاشاه، باجناق بود. دو برادر ارشد او نيز نظاميگري را انتخاب کرده بودند، اما شکي به علم و هنر روي آورد. وي ايراندوست افراطي بود و هيچ چيز در وجود او جاي عشق به ايران را نميگرفت. ورود او در ماجراهاي سياسي بعد از شهريور بيست نيز به دليل ايراندوستي او بود. روزي به يکي از رؤساي شرکت نفت در آبادان گفته بود: «ما بالأخره شما را خواهيم زد، اما نميدانم کي؟» با مرگ او ايران يکي از فرزندان راستين و عاشق خود و تحقيقات فارسي ميانه يکي از ارکان خود را از دست داد.
کتابهاي دکتر منصور شکي عبارتاند از: 1. A Modern Persian Phrase-book, Prague, 1963, 991 pp. شامل تمام جملهها و عبارات فارسي که در مکالمات روزمره و روزنامهها و نامهها و نشريات و کتابهاي درسي وغيره به کار ميرود، همراه با ترجمهء آنها به انلگيسي و چکي. اين کتاب چند سال پيش، منهاي ترجمهء چکي آن، در وين تجديد چاپ شد. 2. A Study on Nominal Compounds in New-Persian, Prague, 1964, 115 pp. با عنوان ِ فارسي ِ کلمات مرکب فارسي. 3. Principles of Persian Bound Phraseology, Prague, 1967, 118 p. با عنوان فارسي ِ عبارات ريخته و وابستهء فارسي. مؤلف قبلاض نيز مقالهاي در اينباره با مشخصات زير به چاپ رسانده بود: “A Study in the Persian Bound Phraseology and Idioms”, Archiv Orientální , 26/2, 1985, pp. 248-278.
مهمترين مقالات او در زمينهء مسائل فرهنگي و ديني دورظ ساساني عبارتاند از: “The Problem of the Vowel Phonems in the Persian Language”, Ar. Or., 25, 1957, pp. 45-55. “Some Basic Tenets of the Eclectic Metaphysics of the Dēnkard”, Ar. Or., 38, 197, pp. 277-312, and 512. “A Few Philosophical and Cosmogonical Chapters of the Dēnkard”, Ar. Or., 41, 1973, pp. 133-164. “Two Middle Persian Legal Terms for Private Property”, Mémorial Jean de Menasce, edité par Ph. Gignoux et A. Tafazzoli, Téhéran, 1974, pp. 327-36. “Observations on the Draxt-ī asūrīg” Ar. Or., 43, 1975, pp. 64-75. “The Obstruction of Justice”, Ar. Or., 45, 1977, pp. 48-53. “The Social Doctrine of Mazdak in the Light of Midlle Persian Evidence”. Ar. Or., 46, 1978, pp. 289-306. “The Dēnkard Account of the History of the Zoroastrian Scriptures”, Ar. Or., 49, 1981, pp. 114-125. “Revertible and Irrevertible Grants in Sasanian Law”, Studia Iranica, tome 12/2, 1983, pp. 183-194. “A Few Unrecognized Middle Persian Terms and Phrases”, Middle Iranian Studies, Proceedings of the International Symposium Organized by the Katholieke Universitet Leuven, edited by W.Skalmowski and A.Van Tongerloo, Leuven 1984, pp.95-102. “The Cosmogonical and Cosmological Teachings of Mazdak”, Papers in Honour of Professor Mary Boyce, Acta Iranica, 25, 1985, pp.527-543. “Observations on the Ayādgār-ī Zarērān”, Ar. Or., 54, 1986, pp. 257-271. “Pahlavica, A Green Leaf, Papers in Honour of Professor Jes P. Asmussen”, Acta Iranica, 28, 1988, pp.93-99. “The Fillet of Nobility”, Bulletin of the Asia Institute, New Series, Volume 4, 1990, pp.277-279. از دکتر شکي نقدهاي زيادي نيز در مجلهء Ar. Or. به چاپ رسيده است. مقالههاي وي در دايرةالمعارف ايرانيکا عبارتاند از: اَزِشماند، ايوکين (ayōkēn)، بودگ، چَکَر، چيدگ اندرز پوريوتکيشان، دين، دينکرد، دستور، درويش، داد، دادنسک، دادستان، دادستان دِينيگ، دادور-دادوريه، دژنبشت، دوزخ، اسناد در ادوار قبل از اسلام (ذيل Documents)، شهروندي (Citizenship) در دورهء ساساني، حقوق کودکان در دورهء ساساني (ذيل Children)، نظام طبقاتي در دورهء اشکاني و ساساني (Class system)، فلسفهء ايران قبل از اسلام (ذيل Falsafa)، طلاق در دورهء اشکاني و ساساني (ذيل Divorce)، پيمانها در دورهء ايراني ميانه (ذيل Contracts)، دهري در نوشتههاي فارسي ميانه (ذيل Dahri)، دامپزشکي قبل از اسلام، حقوق خانواده در دين زردشتي (ذيل Family)، روايت اِميد اَشَوَهِشتان (ذيل Ēmēd)، عناصر در دين زردشتي، در دين مانوي، در زبان فارسي (ذيل Elements). از دکتر منصور شکي دو مقالهء فارسي زير نيز به چاپ رسيده است: «درستدينان»، معارف، سال دهم، ش1، 1372ش؛ «ساسان که بود؟» ايرانشناسي، سال دوم، ش1، 1990م. |
|
دربارهء ما | دريافت فايل | پيوند با ما | پيوندها | بانکهای اطلاعاتی | خدمات کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به نویسندگان آنها است و هرگونه برداشت از مطالب این پایگاه تنها با ذکر منبع آزاد است. |